خرید بک لینک

درباره سایت

غلام حسین شهزاده (غزنوی)

خداى تعالى پیامبران و اوصیاى ایشان (ع) را با معجزاتى که دیگر افراد بشر از آوردن نظیر آنها عاجزند، یارى کرده است تا گواه راستین بر درستى خیر و هدایتى باشد که از طرف خدا براى مردم آورده‏اند، که اگر این یارى خدا نبود، آنان در انجام رسالت خود سست مى‏شدند و کسى گفته‏هاى آنان را تصدیق نمى‏کرد. امام باقرعلیه السلام فرمودند:هرگاه ازامرما(احادیث ما)چیزی شنیدی وقلب توآن راپذیرفت خداوندراسپاس وستایش کن،واگرقلب توآن راانکارکردآن رابه خودمااهل بیت واگذار (بگوخودآنهامی دانند)ومگوچطوراین حدیث صادرشد؟چطوربوده؟وچگونه است؟زیرااین رد کلام ما می باشدوبخداقسم شرک ورزیدن به خداوندبزرگ است! غلام حسین شهزاده غزنوی

امکانات وب

دÙx84Ùx85 تÙx86Ùx80Ùx80Ùx80Ú¯ است در اÛx8cÙx86 دÙx86Ûx8cا Úx86راÛx8cØ´ را Ùx86Ùx85Ûx8cداÙx86Ùx85 Ùx85Ùx86 اÛx8cÙx86 شعر غÙx85 اÙx81راز را شبÛx8c صد بار Ùx85Ûx8cØ®Ùx88اÙx86Ùx85 Úx86Ùx87 Ùx85Ûx8cØ®Ùx88اÙx87Ùx85 ازاÛx8cÙx86 دÙx86Ûx8cا ازÛx8cد دÙx86Ûx8cا اÙx81سÙx80Ùx80Ùx80Ùx80Ùx80Ùx80Ùx80Ùx80Ùx80Ùx88Ùx86گر Ùx82سÙx80Ùx80Ùx80Ùx80Ùx80Ùx80Ùx80Ùx80Ùx85 بÙx87 پاکÛx8c اشکاÙx86ت جÙx88ابÙx85 را Ùx86Ùx85Ûx8cداÙx86Ùx85 گر Ùx85Øxadبت Ø«Ùx85رش سÙx88ختÙx86 Ùx88ساخÙx80Ùx80Ùx80تÙx86 است Ûx8cا بÙx87 دÙx86بÙx80Ùx80Ùx80Ùx80Ùx80Ùx80Ùx80اÙx84 Ùx85Øxadبت سرخÙx88د باختÙx86 است Ùx85Ùx86 بÙx87 Ùx85Ûx8cÙx80Ùx80Ùx80Ùx80Ùx80Ùx80Ùx80داÙx86 رÙx81اÙx82ت گذرÙx85 از سرخÙx88Ûx8cØ´ تابداÙx86Ûx8c Ú©Ùx87 اÛx8cÙx86 ØxadاصÙx84 دÙx88ست داشتÙx86 است

عده ای تلاش می کنند در جامعه مسلمين القا کنند پيامبر عمر طبيعی خودشان را کرد .

کسی به ايشان قصد سوء نکرد و اين نظر خود را با تعبير وفات و يا رحلت پيامبر

ابراز می دارند ؛ و متأسفانه در محافل شيعيان هر چند نادانسته و ناخواسته ؛

چنين تعبير می شود .

اما اولا بايد بدانيم پيامبر را چندين بار ترور کردند . در اوايل بعثت مشرکان قصد

حذف کردن فيزيکی ايشان را داشتند و در ادامه و مخصوصا بعد از هجرت به

مدينه و استقرار حکومت اسلامی منافقين که طمع رياست داشتند چندين بار سوء

قصد به حضرت رسول کردند که ناکام ماند اما در آخر ايشان را مسموم و به

شهادت رساندند و به قصد شوم خود رسيدند . ثانيا در عمل اين مطلب را ابراز کنيم

که پيامبر ما در بستر به مرگ طبيعی جان نداد بلکه شهيد شدند .

اما دليل ادعای ما علاوه بر تاريخ صحيح صدر اسلام روايتی است که از

امام صادق (عليه السلام) نقل شده است که فرمود :

هيچ پيامبر و وصی پيامبری نيست الّا اينکه به شهادت می رسد .

يعنی در راه خدا کشته خواهد شد . شيخ عباس قمی در کتاب منتهی الامال روايتی

در همين مضمون از امام صادق (عليه السلام) نقل می کنند و تصريح می کنند که

روايت صحيحه است .

در ادامه رواياتی می آيد که نشان دهنده شهادت حضرت ختمی مرتبت است :

عيون : ابا صلت هروى از حضرت رضا عليه السّلام نقل كرد كه فرمود هيچ يك از

ما نيست مگر اينكه كشته مى شود .

اعتقادات صدوق می نويسد اعتقاد ما اينست كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در

جنگ خيبر مسموم شد پيوسته اين ناراحتى در آن جناب بازگشت می كرد تا بالاخره

رگ گردنش بر اثر سمّ قطع شد . و از آن ناراحتى فوت شد . (2)

كفاية الاثر: هشام بن محمّد از پدر خود نقل كرد كه حضرت امام حسن عليه السّلام

پس از شهادت پدر خود امير المؤمنين عليه السّلام در ضمن سخنرانى خود فرمود :

پيامبر اكرم به من خبر داده كه امامت در اختيار دوازده امام از اهل بيت اوست كه

برگزيده اند . هيچ كدام از ما نيست مگر اينكه يا مسموم مى شود و يا مقتول (3)

عده ای بر اين نظرند (البته رواياتي هم مؤيد نظرشان وجود دارد) زنی يهودی


ايشان را مسموم کرد ؛ اما تاريخ اين مسموميت تا لحظه شهادت

زياد است و با عقل جور در نمی آيد.

اما نظر ديگری هست که از درون امت اسلامی منافقين پيامبر را مسموم کردند .

روايت ذيل اشاره به اين نظر دارد :

جبرئيل ابتداس سوره عنكبوت را بر حضرت رسول فرود آورد

و گفت اى محمّد بخوان

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الم أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ

وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ أَمْ حَسِبَ

الَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ أَنْ يَسْبِقُونا ساءَ ما يَحْكُمُونَ (4)

رسول خدا به جبرئيل فرمود : اين چه آزمايشى است جبرئيل عرض كرد اى محمّد همانا

خداى تعالى تو را سلام می رساند و می فرمايد :

كه من پيامبرى پيش از تو نفرستادم مگر اينكه در پايان زندگيش جانشينى كه بجايش

بنشيند برگزيد و روش و احكامش را زنده كرد پس راستگويان آنانند كه فرمان

رسول خدا را اجرا می كنند و آنان كه نافرمانى او را می كنند دروغگويانند .

همانا اى محمّد نزديك شده رفتن تو بسوى پروردگارت خدا فرمان می دهد به تو كه

پس از خود على بن ابى طالب را براى امتت انتخاب كنى او جانشين تو است كه قيام

به ارشاد و هدايت امت و رعيتت می كند . اگر امت پيروى او را كردند سالم

خواهند ماند …حذيفه گفت رسول خدا ، على عليه السّلام را خواست و با او خلوت كرد

همان روز و شب را علم و حكمتى كه خدا با وى سپرده بود او هم به على(عليه السلام)

سپرد و او را آگاه كرد آنچه را كه جبرئيل گفته بود

اين داستان روزى بود كه پيامبر در خانه عايشه دختر ابو بكر بود ، عايشه

عرض كرد هم اكنون مرا آگاه فرما . در انجام وظيفه ، من بر ديگران مقدم باشم و

آنچه را كه صلاح من است بگيرم پيامبر فرمود به تو خبر می دهم اما به كسى نگوئى

مگر آنگاه كه من فرمان خدا را در ميان مردم اجرا كنم زيرا كه اگر تو اين راز

را نگه دارى ، خداوند ترا در دنيا و آخرت نگاه می دارد و براى تو برترى هست

در پيشى گرفتن و شتاب كردن بسوى ايمان بخدا و رسولش . و اگر ضايع و تباه كنى

و مراعات نكنى آنچه را كه به تو گفته شد به پروردگارت كافر شده اى و پاداش

تو ضايع مى شود و ذمه خدا و رسولش دورى و نيز تو از زيانكاران باشى و اين كار

زيان به خدا و رسولش وارد نمی كند پس خوب است تو پيمان ببندى كه سرّ

اين دستور را نگه دارى و ...

سپس پيامبر به همسرش عايشه فرمود : خداى تعالى به من خبر داده كه عمرم به پايان

رسيده و فرمان داده كه على را بجاى خود نصب كنم

و او را پيشواى مردم قرار دهم...

عايشه تعهد سپرد كه راز را افشا نكند خداوند پيامبرش را بر آنچه در نهاد عايشه بود

طولى نكشيد كه حفصه را خبر داد هر يك از اين دو خانم پدران خود را آگاه كردند

آن دو گرد هم آمدند بسوى گروهى از منافقان و آزادشدگان دست رسول خدا فرستادند

همه را از اين راز آگاه كردند گروهى به گروه ديگرى روبرو شدند و گفتند همانا

محمّد خيال دارد خلافت را در ميان خاندان خود قرار دهد مانند روش پادشاهى كسرى

قيصر تا پايان روزگار نه به خدا در اين زندگى دگر براى شما بهره اى نيست اگر

اين كار به مرحله اجرا برسد و خلافت به على بن ابى طالب واگذار شود همانا محمّد

به ظاهر شما با شما معامله كرد . ولى على با شما آن طور كه خودش بخواهد با شما

معامله می كند !

خوب فكر كنيد در اين داستان راى خويش را در اين باره پيش نظر آوريد.

سخن در ميانشان رد و بدل شد بسوى دومی رفتند افكار خويش را به گردش آوردند

همه با يكديگر متفق شدند ، و سخن بدين جا رسيد كه در گردنه هرشى شتر پيامبر

را رم بدهند تا از شتر بيفتد و جان بسپارد . همين كار را در جنگ تبوك انجام دادند

ولى خداوند شرّ آنان را از پيامبرش برگرداند . ايشان در كار رسول خدا اجتماع

كردند از كشتن و مسموم نمودن، و فريب دادن (5)

اين چند نمونه گويای قصد شوم منافقين در به شهادت رساندن پيامبر اسلام است تا

خود بر مسلمانان حکمرانی کنند ؛ و کردند آنچه می خواستند . و شد آنچه نبايد می شد .

وَ سَيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُون

و آنها كه ستم كردند به زودى مى دانند كه بازگشتشان به كجاست ! (6)

نوشته شد :توسط غلام حسین (شهزاده )

برچسب: نویسنده: غلام حسین (شهزاده ) تاريخ: شنبه 12 اسفند 1391 ساعت: 23:15

صفحه بندی